به نام آنکه نیلوفر رادرسینه ی آب پروراند
محیا,اینجا,زندگی,گاهی ساده اما مهم,گاهی کودکانه اما قابل تامل,گاهی خسته اما امیدوار به نگین آسمونا
مثل جوجه هاي بهاري دو روزه مي مونم دنبال يه جاي گرم و نرم مي گردم كه سرمو فرو ببرم توش تا آروم بگيرم. خب كجا بهترين جاست؟! آهان فهميدم بغل خدا! چه جاي گرم و نرمي چه پناه خوبي حالا دلم مي خواد سرو صورتمو محكم فرو كنم تو بغلش اونم محكم بغلم كنه انقد محكم كه ديگه چشمام هيچ جا رو نبينه انقد محكم كه اگه مشكلا اومدن من ديگه هيچي رو نبينم جز خدا فقط خدا پيدا باشه. فقط خدا... . انگشتر قشنگیه ظاهر ساده ای داره! با نگاه اول فکر می کنی همون حلقه ی ساده ایه که هزار بار تو دست مردم دیدیش اما وقتی بهش دقیق می شی می بینی نه! در واقع همون حلقه اس اما دیگه تنها نیست حالا دوتا شده هر کدوم با همون ظاهر ساده اما دقیق تر که نگاه کنی می بینی رابطه ی بینشون فقط تو نگاه اول ساده میاد ولی در اصل یه رابطه ی خاصه یه ابتکار جدید! اینو شاید انگشت شمار تو دنیا دیده باشی هر دو از اعماق قلبشون بهم چفت شدن! وقتی دقیق تر به رابطشون فکر می کنی می بینی واسه اینکه دست از هم بکشن و هر دو از این زیبایی تک بودن جدا بشن و بشن همون دوتا حلقه ی ساده که تو دست عالم و آدم پره دوحالت داره یا باید هر دوشون بشکنن یا یکیشون! حالت اول همون قانون معرفته و حالت دوم همون قانون خیانت به اطرافت که دقیق می شی می بینی که فقط حالت دوم وجود داره. همین! ای قاری همیشه قرآن آسمان کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد برخیز ای امام نماز فرشته ها لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد عزاداریاتون قبول التماس دعا سفارشی با تشکر از فروغ جون سلام دوستای عزیز دیشب به یه وبی سر زدم که یه طرح فوق العاده رو برنامه ریزی کرده بود طرح ختم معنی قرآن در مورد اینکه چقد موثره ترجیح می دم توضیح ندم تا خودتون بهش برسید اما اگه تونستید مشغول بشید از ۵ آذر شروع کنید اطلاعات بیشترم خواستید از این آدرس بگیرید: سلام دیشب یکی از خوشمل ترین شب های زندگیم بود! بله برون آبجی بزرگه بود! وای نمی دونید بذارین از اولش بگم هر چی خواستیم بفرستیمش آرایشگاه زیر بار نرفت که نرفت با همون سیبیلای برادرانه اش نشست ور دل داماد ایشششششششششششاااااااااااااااااااااااااا... خوشبخت ترین باشی نفسی! منم بعد اینکه طبق روال از روی دست و پا چلفتی گری دستمو بریدم الی رو تهدید کردم که تو مراسم اون اینطوری شده و اینجانب با همین دست بریده رو پل صراط انقد میزنم پس کله اش تا بیوفته پایین!! بعدم که دیگه نشد وایسم واسه ی شام و با طلب بخشش از خواهر گرامم بابایی با ماشین اومد دنبالم و رفتیم خونه ی پسر خالم مادر زنش عمل کمر داشت خونه ی اونا هم که پدر زنش بود و با اون لهجه ی قزوینی با نمک یه کلی واسمون حرف زد کلاً اونجام مزه داد. ایرانسل که نیست کنتر بندازه حالا هی مینوسم البته متن زیر به تقلید از متنی که قبلاْ بهم تقدیم کردی نیست چون بارون میومد حسم شکوفا شد. اما خواهر جونی الان که اینو می نویسم ساعت یک شبه و داره یه بارون حسابی میاد امیدوارم تو زندگی جدیدت غصه ای نباشه البته این آرزوی محاله چون ما آدمیم اما اگه بوجود اومد سیل شادی مثل شدت همین بارون واست اونو بشوره امیدوارم نوای زندگیت مثل همین بارون رویایی و آسمونی باشه امیدوارم عشقتون به صافی و پاکی و زلالی همین بارون سه روز باریده باشه امیدوارم عمر عشقتون قد تموم قطره های بارون دنیا، از شروع دنیا تا پایان دنیا باشه امیدوارم که آسمون دل هیچکدومتون تا آخر دنیا ابری نشه امیدوارم که بافت زندگیتون به لطافت بارون باشه و در نهایت اصلی ترین حرف اینکه امیدوارم همون پروردگاری که دستتونو تو دست هم گذاشت تا آخر دنیا همراه و ناظر و راضی از هر دوتون باشه و عاقبت به خیرتون کنه. سلام دیشب اولین شب متاهلی آبجی بزرگه بود چقد دیروز حالم خوب بود ظهرش بهم خبر داد که آقا داماد گفته زودتر بریم مسجد صیغه رو بخونیم اما دیگه به من ساعت نگفت منم کلاسم ساعت 6 تموم می شد برگشتنی از کلاسم سر خیابونشون بودم که دیدم هی از خونه اشون می زنگه برداشتم گفت بیا پیشم کارت دارم رفتم واییییی اصلاً تو حال خودم نبودم وقتی گفت عقد کردن تموم شده هر 5 دقیقه یه بار وسط حرفاش از ته قلبم انقد محکم بغل می کردمو بوسش می کردم که دست آخر وقتی داشتیم می رفتیم بیرون دیدم داره کتف شو جا به جا می کنه گفتم چته گفت حس می کنم استخوان جناغم جا به جا شده!!!!! خلاصه قرار شد بریم خرید لباسش حالا مگه لباس تنش میره مغازه داره هم هر چی داشت سایز 42،44 بود آخر یه لباس خییییلییییییی خوشمل اندازه اش شد. راستش شاید من بزرگترین ابراز احساساتم همین بوس و بغل کردن باشه و البته یکمم بیانی ولی واقعاً نمی تونم اون مقدار شادی تو دلم و به اون اندازه که هست نشون بدم فقط وقتی واسم تعریف می کرد انگار واسه خودم باشه ته دلم واسش غنج می رفت و دقیقاً به اندازه ای که واسه ی خودم میشد خوشحال باشم، خوشحالم.بچه ها واقعاً نمیتونم بگم چه حسی دارم. شبشم که اشک حلقه زد و بغض و... . فعلاً وای بچه ها آبجیم داره عروس میشه واقعاْ تو شکم خودمم هنوز نمی تونم از حالم بگم اصلاْ نمی تونم ابراز احساسات کنم! نفسم عروسکم ناز نازکم مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک بچه ها یه خبر هاییه! یه بوهایی میاد! اما فعلاْ تو خماریش بمونید تا اول مژدگونیمو بگیرم بعدنشم کاملاْ قطعی بشه بعد میام می گم! دارم یه نسبت فامیلی سببی پیدا می کنم اگه گفتین!!!!! آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند عید عشق واقعی مبارک شهادت باقرالعلوم بر همه ی مسلمانان جهان تسلیت باد عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك تبلور يك سرود عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن بدست عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستو پرزدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم يك نماز عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني مستي و ديوانگى عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني معني رنگين كمان عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني سوز ني آه شبان عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحطه هاي ناب ناب عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني با جهان بيگانگى الناز جونی آبجی بزرگه ی نازم عروسکم تولدت مبارررررررررررررک ایشاا... شونصد ساله بشی ننسی دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم ایشاا... خوشبخت ترین موفق ترین و بهترین ها باشی عمر طولانی بدون ناراحتی و گریه و دلشکسته داشته باشی فدات بشم ایشاا... از امروز به بعد شروع یه عشق عالی و یه زندگی اشباع از خوشبختی واست باشه به اضافه ی فراموشی اتفاقات چرتی که گذشته اتو خراب می کردن و از همه مهمتر خودم کنارت باشم تا جایی که عمرم قد بده خواهرت و غم خوارت باشم نفسکم مبارکت باشه نازنینم اینک، دست مقدس فاطمه علیهاالسلام ، در دست بی کران علی(ع) حلاوت هلهله فرشتگان را لمس می کند و شور کبریایی افلاکیان را برمی انگیزد. راستی این یه سایت خیلی مفیده سر بزنید![]()
![]()

![]()
![]()
اما... وایییییییییییییی از در که رفتم تو اومد دم در همون لباس رو که با هم رفتیم خریدیم پوشیده بود با یه روسری ساتن سفید با کفش صورتی چرک که همرنگ لباسشم بود با یه چادر کرم خوشمل ترگل ورگل مثل جوجو شده بود بچه ام خیلی خوشمل شده بود طبق دو روز گذشته بعد از اینکه دنده هاشو خرد کردم!
رفتیم من لباس عوض کردمو با همه سلام علیک کردم با مشورت قرار شد چادرم که سفید بود و طرح های آبی داشت و به لباسم می خورد و بپوشم خودم شب قبلش تو خونه که پوشیدمش حس کردم حتماً با الی قاطیمون می کنن خلاصه خودش گفت بپوش دیگه...! یکم بعد آقا داماد اینا اومدن یه کلی آدم با دستای پر! یکی ظرف شیرینی تزئین شده یکی ظرف میوه و... آقا داماد هم که گل به دست بعد تبریک و سلام علیک نشستنو تو یه چشم به هم زدن جاری های محترمه وسایل و چیدن وسط و همه نشستیمو خلاصه با گرفتن اجازه از مامان بابای الی حلقه ی نشون رفت تو انگشت آبجی جونی![]()
(سه تا انگشت اونور تر از گوگول،اینو فقط خودش میفهمه یعنی چی!!) چقدم که دستش رو ویبره بود اما داماد هم مثل خودش رفت که حلقه رو بکنه تو انگشت کوچیکه اش چقد کلاً به هم میان و حتی تو استرس هم مشترکن واسه ی هم ساخته شدن و کلاً هم داماد خوبه هم خانواده اش! دارم از خوشحالی می ترکم!
(میدونم خودتم همین حسو داری به کوری چششششششششششم بعضی ها) منم رو به روش نشستم که یکم بلکه تاثیر داشته باشه آرومتر بشه اما ای دل غافل همچین که مادر شوهرش قواره ی چادر رو انداخت رو سرش بعد دستی که زدیمو کلی که کشیدم یهو جو یه طوری شد که حس کردم می خوام بغلش کنم اما نمی شد منم اشک تو چشام جمع شد یکم خودمو جمع و جور کردم و بغضمو قورت دادم تا اونم هول تر نشه البته خدارو شکر ندید
در کل هم با اینکه قبل از رفتنش پیش داماد کنارش نشسته بودم اما هی خودمو عقب می کشیدمو و جمع و جور می کردم تا یه وقت اشتباه نگیرنمون آخرم زن داییش گفت اون داداش داماد که قند و خورد کرد مثل اینکه اشتباه گرفته بودتون بعدم خواهر شوهراش به خاطر شباهت زیادمون فکر کردن ما واقعاً خواهریم که البته قضیه رو توضیح دادیم که ما از خواهرم نزدیک تریم و در آخر بعد یه کلی عکس و شادی و دست و کل و کیف مراسم به سلامتی و خوشبختی تموم شد.
دامادم گروگان نگه داشتیم تا شام بدیم بخوره بعد آزادش کنیم حال می کنین ما اینطوری گروگان می گیریم نمیاین گروگان ما بشین؟!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
قراره بشم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم![]()
![]()
![]()
![]()



